ميرزا خانلرخان
304
سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )
همه سردماغ بودند . نهار خورديم خوابيديم ، عصر عيال ميرزا رضاى كاشى آمد خدمت شاهزاده ، بعد خود ميرزا رضا آمد . شام رفتند . روز يكشنبهء سلخ . در نيشابور لنگ كرديم . صبح رفتم حمام بيرون آمدم عيال ميرزا رضا ، قدرى قارچ و يك ديك آش رشته براى شاهزاده خانم فرستاده ، آش را خورديم الان مشغول كباب قارچ هستيم . ملكناز « 1 » دو سه روز است ناخوش است . روز دوشنبهء غرهء جمادى الثانى . از نيشابور آمديم به قدمگاه . در چاپارخانه منزل كرديم . حاجى ميرزا ابراهيم خان طبسى ، آدم فرستاد اظهار دوستى و احوالپرسى كرد و گفت خيلى شوق ملاقات شما را داشتم ولى حالا ميان كالسكه نشستهام بعد انشاء اللّه خدمت شما مىرسم . عصر روز دوشنبه از قدمگاه سوار شديم . من هم رفتم ميان كجاوه و با شاهزاده صحبتكنان مىآمديم . دم رباط فخر داود ، قاطر كجاوه افتاد ، الحمد اللّه آسيبى به ما نرسيد . كجاوه بار كردند ، سوار شديم صبح سهشنبهء دويم به شريفآباد رسيديم در چاپارخانه منزل كرديم . عصر سهشنبهء دويم . از شريفآباد سوار شده ، دو ساعتى شب در كنار حوض ، شام خورده ، چهار ساعتى شب رسيديم به طرق در رباط طرق خوابيديم . ورود شاهزاده خانم به ارض اقدس صبح روز چهارشنبهء سيم . وارد ارض اقدس شديم . ناخوشى ملكناز شدت كرد . روز پنجشنبهء چهارم . ملكناز را نزد ميرزا عليرضاى طبيب فرستادم . مشغول معالجه شد .
--> ( 1 ) - ملكناز كنيزى بود كه شاهزاده خانم از طهران همراه خود آورده بود .